چهارشنبه جوزا ۹, ۱۴۰۳ ۳:۲۶ ب.ظ

 

 

 

 

 

 

ارزیابی میزان استفادۀ افراد دارای معلولیت از رسانه ها در ولایت هرات

 

 

 

 

تحقیق و نگارش: استاد نعمت الله «سروری»

 

چکیده

  افغانستان کشوری است جنگ زده با حد اکثر چالش های گوناگون که در این میان افراد دارای معلولیت یکی از قربانیان اصلی این بحران چهل ساله می باشد. این قشر در وضعیت وخیم تری نسبت به سایر افراد جامعه امرار حیات می نمایند، امکاناتی زیادی وجود دارد که افراد معلول از آنها به نحو قابل ملاحظۀ محروم می باشند. در این پژوهش رسانه ها و افراد دارای معلولیت در شهر هرات مورد مطالعه قرار گرفته است. این پژوهش به روش کیفی میدانی انجام شده و برای رسیدن به درک متعارف با 21 تن از افراد دارای معلولیت در شهر هرات مصاحبه صورت گرفته است. نتایج تحقیق بیانگر میزان بالای دسترسی افراد معلول به رسانه ها بوده است. رسانه های مورد استفاده در بین افراد معلول رادیو، تلویزیون، شبکه های اجتماعی و روزنامه ها بوده که بیشترین کاربرد را رادیو داشته است. پر واضح است که رسانه ها میتوانند تأثیر مثبت و یامنفی بر ذهنیت افراد دارای معلولیت برجای بگذارند که نوع تاثیر آن نظر به نوعیت معلولیت در بین افراد متفاوت است. اما نتایج این تحقیق نشان می دهد که تأثیرات مثبت رسانه ها بر افراد معلول در شهر هرات بیشتر از تأثیرات منفی آن بوده است.

 

واژگان کلیدی: معلولیت، رسانه، آگاهی، اطلاعات، اثر گذاری

 

مقدمه

        عصر حاضر را باید تلفیقی از ارزش های ارتباطاتی و اطلاعاتی دانست. عصري که بشر در آن بیش از گذشته ها، خود را نیاز مند داشتن اطلاعات و برقراري ارتباط براي کسب اطلاعات می داند. اطلاعات نقش مهمی در افزایش آگاهی و دانش و میزان مؤفقیت میان افراد دارد و لازم است به لحاظ حقوقی همه افراد یک جامعه به گونه مساویانه به جریان اطلاعات دسترسی داشته باشند .

افراد براي کمک به بهبود و اثربخشی سلامتی خود و حفظ آن، نیاز به آگاهی و اطلاعات دارند با این وجود، اطلاعات با ارزش از نظر اجتماعی، به دلیل نبود سیستم هاي اطلاعاتی مناسب کاهش می یابد. این مسأله به صورت خاص در مورد افراد معلول صدق می کند. نیاز به اطلاعات  در طول زمان و از دست دادن سلامتی و بعد از آن؛ یعنی زمانی که این افراد خود را با روش هاي جدید انجام کارها سازگار میکنند، ضروري تر میشود. هر چند در مطالعۀ که بر روي افرادي که هم بینایی و هم شنوایی خود را از دست داده بودند، مشخص شد که از هر 50 نفر فقط به 9 نفر در مواردي به طور مؤفقانه در مورد ارایۀ  وسایل و تجهیزات، اطلاع رسانی شده بود{1}.

       در کنار رسانه های جمعی، شبکه های اجتماعی نیز رول بسیار عمده و اثر گذار و عملکرد سریع در انتشار آگاهی و اطلاع رسانه یی ایفا می کنند . شبکه های اجتماعی می توانند بهترین وسیله برای دسترسی به اطلاعات و ایجاد خود شگوفایی و تقویت حس فعال بودن در یک فرد دارای معلولیت باشند، زیرا فرد دارای معلولیت از طریق شبکه های اجتماعی به گونۀ بسیار آسان و بدون محدودیت، قادر است استعداد های خود را به بقیه افراد جامغه بروز دهد و یا اطلاعات را با سهولت زیاد کسب نماید.

        شبکه های اجتماعی (در عصر دوم رسانه ها) در کشور ما با استقبال طیف های مختلف و گستردۀ از مردم روبرو شده و هر روز بر تعداد کاربران آنها افزوده می شود. به طور کلی شبکه های اجتماعی به دلیل ماهیت تعاملی و امکان ارتباط سریع و آسان و شبکۀ میان کاربران، نقش مهمی در آگاهی دهی و شخصیت سازی افراد جامعه دارند. از این رو استفاده از شبکه های اجتماعی روز به روز در حال گسترش است و شهروندان به ویژه افراد دارای معلولیت و قشر جوان استفادۀ آن را حق طبیعی خود می دانند. {2}

  بیشتر افراد دارای معلولیت و کم توان در کشورهای در حال توسعه از ایاب و ذهاب اشتغال و دسترسی به اطلاعات و در کل، زندگی اجتماعی مناسب کم بهره اند و متأسفانه میان تدوین قوانین و اجرای آنها در کشور های در حال توسعه از جمله افغانستان شکاف بزرگی وجود دارد.  افراد دارای معلوليت، بیش از آنكه بعنوان معلول شناخته شوند، بايد بعنوان انسان هاي همنوع و مساوی الحقوق در جامعه در نظر گرفته شوند، انسان هاي که تنها در رفتار و ظاهر با عملكرد خود با ديگران متفاوتند و کارهايشان را به گونۀ ديگر نسبت به افراد عادي انجام مي دهند، اما از نظر انساني شايستۀ برخورداري از امكانات  و حضوري فعال و پرنشاط در اجتماع مي باشند. متأسفانه نگاه تبعيض آميز از گذشته تا حال مانع حضور و بهره مندي آنان از امكانات جامعه و خدمات  اجتماعی در حداقل تنزیل کرده است. اين بدان واسطه رخ داده است که در برنامه ريزي ها، تصويب قوانين، آموزش ، مسكن و… تنها نيازهاي افراد سالم مورد توجه قرار گرفته است. آنچه در اين ميان باعث اين امر گرديده است وجود نگرش منفي و کمبود آگاهي از توانمندي هاي بالقوه و بالفعل افراد داراي معلوليت شهر هرات و در کشور ما افغانستان بوده است.

        در افغانستان حدود 840 هزار اشخاص دارای معلولیت زندگی می کنند. از آنجا که دولت مؤظف به رعایت و اجرای کنوانسیون حقوق اشخاص دارای معلولیت می باشد، کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان به صورت مستمر و مؤثر از آن نظارت می نماید و با نشر گزارش های مربوط به نتایج نظارت های خویش، دولت و نهاد های مربوطه را به سوی بهبود وضعیت حقوق اشخاص دارای معلولیت رهنمون می سازد. {3}

قانون اساسی افغانستان مصوب 1382 در مادۀ 22 هر نوع تبعیض در برابر شهروندان را منع می کند و دولت را مکلف میسازد که افراد دارای معلولیت را کمک کند و از حقوق آنان پاسداری نماید {4} اما اجرا نشدن قانون در نهاد های دولتی یک چالش و سدّ بزرگ برای انجام قانون در سطح کشور بوده است که شهر هرات نیز از این قاعده مستثنا نبوده و این امر باعث شده است که معلولان از برخی حقوقی که برای آن ها در نظر گرفته شده است محروم بمانند.

        فعالان حقوق معلولین گزارش می دهند که این امر باعث می شود که برخی از افراد دارای معلولیت نتوانند امتیازات شان را به دست آورند. در این پژوهش ما به بررسی میزان دسترسی و استفادۀ معلولین از رسانه و همچنان تأثیرات مثبت و منفی این رسانه ها بر اذهان افراد دارای معلولیت در شهر هرات  میپردازیم:

اهداف

          1.بررسی میزان استفادۀ افراد دارای معلولیت از رسانه ها در شهر هرات.

          2.بررسی میزان دسترسی افراد دارای معلولیت به رسانه ها در شهر هرات.

         3.بررسی نوعیت رسانه های مورد استفادۀ افراد دارای معلولیت در شهر هرات.

         4.بررسی تأثیرات رسانه بر بالا بردن سطح آگاهی افراد دارای معلولیت در شهر هرات.

پرسش های پژوهش

         1.افراد دارای معلولیت در شهر هرات به چی میزان از رسانه ها استفاده میکنند؟

         2.افراد دارای معلولیت در شهر هرات به چی میزان به رسانه ها دسترسی دارند؟

         3.افراد دارای معلولیت در شهر هرات از کدام نوع رسانه ها استفاده میکنند؟

         4.رسانه چه تآثیراتی بر بالا بردن میزان آگاهی افراد دارای معلولیت در شهر هرات دارد؟

فرضیه

        در این تحقیق فرض بر این است که اگر افراد دارای معلولیت  در شهر هرات به گونۀ شاید به رسانه ها ،دسترسی می داشتند، وضع از چه قرار بوود. در حالی که از این حق شان نیز مانند سایر حقوق تا حدودی محروم اند. دسترسی به رسانه ها برای افرادی که دارای ناتوانی عضوی میباشند عنصر بسیار کلیدی و مفید می باشد که میتواند کمک کند که بمانند سایر افراد یک جامعه از کلیه اتفاقات و رویداد ها و همچنان سایر اطلاعات مورد نیاز شان آگاهی حاصل نمایند و مزید بر آن رسانه میتواند زمینۀ تفریحی باشد تا با سرگرم شدن با برنامه ها و اطلاع رسانی رسانه، افکار شان جذب مسائل دیگری شود و ذهن خود را درگیر معلولیت شان ننمایند.

مفاهیم معلولیت

        معلولیت عبارت است از محدودیت های دایمی در زمینه های مختلف جسمی، حسی یا ذهنی- روانی که شخص مبتلا به آن در زندگی روزمره در مقایسه با سایر افراد جامعه دچار مشکل یا محدودیت می شوند{6}

رسانۀ جمعی

        به کلیه رسانه های نوشتاری، شنیداری و دیداری اطلاق می شود که در حوزۀ ارتباطات فعالیت می کنند. {6}

رسانه چیست؟

        فرهنگ واژگان رسانه را به عنوان یک ابزار ،واسطه، وسیله یا نهادی معرفی می کند که ما وقتی  میخواهیم بطور غیر مستقیم، بجای ارتباط چهره به چهره یا تماس مستقیم با فرد، با مردم ارتباط برقرار می کنیم، از آن بهره میبریم .{7}

 

آموزش رسانه چیست؟

        متون رسانه­ یی اغلب چندین زبان یا گونه های ارتباط را – تصاویر بصری (ثابت یا متحرک)، صوت     ( صدا، موسیقی یا کلام) و زبان نوشتاری را باهم ترکیب میکنند آموزش رسانه، در صدد است تا توانایی گستردۀ را، نه تنها در رابطه با متون چاپی، بلکه در ارتباط با سایر نظام های نمادین متشکل از تصاویر و اصوات، رشد دهد. این توانایی اغلب به عنوان گونۀ از سواد توصیف می شود. امروزه مطرح است که سواد رسانه یی برای جوانان به اندازۀ سواد خواندن و نوشتن سنتی با ارزش است. به همین روال آموزش و پرورش افراد دارای معلولیت از اهمیت فوق العادۀ برخوردار است، زیرا این بخش از حیات فرهنگی آنان نقش بسیار مهمی در توانمند شدن، اشتغال و کشف استعداد و توانایی های آنان دارد. در واقع هدف مهم آموزش و پرورش مسلط کردن فرد بر محیط پیرامونش می باشد. آموزش و پرورش ابزار قدرتمندی برای ارتقای توانمند سازی معلولان است. چنانکه ریفیکن و پریدمور اظهار می دارند که اطلاعات (آموزش) قدرت است. کسانی که اطلاعات ندارند، فاقد قدرت و حق انتخاب در خصوص بهبود شرایط زندگی خود هستند و نمی توانند اتفاقات پیرامون خود را کنترل کنند. {8}

اثر و رسانه

        در عصر ارتباطات، دستیابی به مخاطبان و اثرگذاری بر آنان، از اهداف دست اندرکاران رسانه های مختلف می باشد. یکی از مهم ترین عناصر ارتباط با مخاطب، اثری است که رسانه بر او می گذارد. با نگاهی به پیشینه پژوهش در مورد رسانه ها می توان دریافت که اثرگذاری رسانه ها، همواره مورد توجه گردانندگان آن ها اند که اندیشمندان حوزه های مطالعات رسانه­یی و دولت ها بوده است.  گسترش وسایل ارتباط جمعی اعم از رادیو، تلویزیون، اینترنت و… بحث تأثیر این وسایل بر مخاطبان را از جنبه های مختلف، نظیر تغییر آموزش سبک های زندگی، ایجاد سلیقه ها علایق جدید، تحریک حس مصرف گرایی، تجدد طلبی و نو گرایی، آموزش و پرورش کودکان و نو جوانان، ارتقای سطح آگاهی ها و دانش عمومی و… به طور جدید مطرح کرده است. {9}

        بدون شک رسانه ها از جنبه های مختلف برای افراد مفیدیت های فراوانی دارند و افراد با استفاده از انواع گوناگون رسانه های فوق­الذکر میتوانند از اطلاعات و پیام ها و همچنان برنامه های مختلف آنها استفاده مفید انجام دهند. تأثیرات رسانه میتواند برای یک فردی که دارای معلولیت است انگیزه ایجاد کند که معلولیت خویش را نا دیده گرفته و به فعالیت در سطح جامعه بپردازد.

همۀ رسانه ها در پیامد های شخصی،اعتقادی، سیاسی، اقتصادی، زیبایی شناختی، روان شناختی، اخلاقی و اجتماعی شان چنان متقاعد کننده اند که هیچ بخشی از ما را دست نخورده، تأثیر نیافته و نامتغیر باقی نمی گذارند رسانه پیام است؛ هر فهمی از تغییر  اجتماعی و فرهنگی بدون شناختی از شیوۀ عمل رسانه ها به منزلۀ محیط، ناممکن است. {10}

        رسانه ها، با دگرگون ساختن محیط، نسبت های یکتایی را برای ادراکات حسی در ما شکل می دهند. امتداد بخشیدن به هر حسی موجب دگرگونی شیوه فکر کردن و عمل کردن ماست؛ شیوه ادراک ما از جهان طوری است که وقتی این نسبت ها تغییر می کنند، انسان ها تغییر می کنند.

        آدرنو باور داشت که تلویزیون از این نظر قدرت فوق العادۀ دارد، زیرا خلق و کنترل ناخودآگاه اطلاعات جمعی را تا حد جدیدی افزایش داده است. این امر نتیجه جایگاه آن به مثابه یک رسانه دیداری است، که از کنار رسانه­یی شدن مفهوم عبور کرده و مستقیماً بر ضمیر نیمه هشیار مخاطبان عمل میکند. آدرنو در مقابل این اعتراض که چون تلویزیون ترکیبی از متن، صدا و تصویر است، نمی توان گفت به طور کامل زبان را کنار گذاشته است، استدلال آورد که گفتار در تلویزیون، کاملا تحت سلطه تصویر قرار گرفته است؛ گفتار در تلویزیون بیش از «یک ضمیمه صرف بر تصاویر نیست بلکه شرحی از دستورالعمل ها است که از تصویر صادر می شود» {11}

سوابق تجربی

        در مورد معلولیت و همچنان رسانه ها هر کدام در حوزه های خودشان تحقیقاتی زیادی انجام شده است اما تا امروز در مورد میزان استفاده افراد دارای معلولیت از رسانه ها و تاثیر گذاری رسانه ها بر این گروه از افراد بویژه در افغانستان مطالعات چندانی انجام نشده است. در این مبحث به مطالعاتی پرداخته میشود که در مورد دو موضوع فوق الذکر در آن پرداخته شده است. برای نابینایان در ایران در سال 1373 به نام کامپیوتر رایانه با خروجى تک حرفى صوتى فارسى، انگلیسى و عربى با هدف آسان کردن خواندن، نوشتن و تصحیح کتابهاى بریل تهیه شد. کمپیوتر به عنوان یکی از ابزارهاي بهبود کیفیت زندگی افراد جامعه، جاي خودش را پیدا کرده است و در کنار آن، طراحی، تولید و ساخت سیستم هاي سخت افزاري و نرم افزاري روز به روز گسترده تر میشوند. امروزه با پیشرفت فنآوري اطلاعات و ارتباطات و نیز الکترونیکی شدن بخش هاي مختلف زندگی اجتماعی، سعی شده است تا امکانات خوب و مناسبی براي قشرهاي خاصی از جامعه به خصوص نابینایان(روشندلان) فراهم آید تا با بهره گیري از رایانه و فن آوري اطلاعات و ارتباطات سطح زندگی خود را بهبود بخشند.{12}. اما در جامعه ما برای افراد دارای معلولیت امکانات چندانی وجود ندارد.

 تعدادی از والدین بخاطر معلول بودن اطفال خود، آن ها را در سرک ها و جاده ها رها می کنند و حتی عدۀ با سپردن این افراد به آسایشگاه­ها دیگر نظارتی بر اطفال خود ندارند که این خود نیز باعث حقیر ساختن معلولین می شود. در سطح شهر هرات مراکزی برای خدمت رسانی و حمایت از افراد دارای معلولیت وجود دارد اما ظرفیت این نهاد ها پاسخگوی نیاز های تمام افراد معلول در سطح شهر نمی باشد و ظرفیت این نهاد در حدود 30 الی 40 نفر بیشتر نیست.{13} در داخل شهر هرات در زمینه مشکلات روشن دلان (نابینایان) بررسی صورت گرفته است یافته های این بررسی نشان داده است که مشکلات روشن دلان در زمینۀ آموزشی عموماً حول محور امکانات ویژۀ آموزشی آنها می چرخد. عمده ترین مشکلات آنها عبارت اند از نداشتن کتب با خط بریل، نبودن افراد ماهر در زمینۀ استفاده از ماشین های چاپ مخصوص بریل، عدم کتابخانه­ ویژۀ روشندلان، نداشتن وسایل سمعی با توجه به اهمیت آموزش از راه شنیدن برای این قشر و…  {14} در جامعۀ که ما زندگی می کنیم هنوز کارهای اساسی بمنظور بهتر ساختن شرایط زندگی برای معلولین مهیا نیست و باید قبول کرد که این قشر جامعه مانند سایر افراد از زندگی عادی برخوردار نیستند.

 

چارچوب مفهومی

        چارچوب مفهومی پل ارتباطی است میان نظریات دانشمندان و واقعیت اجتماعی که پژوهش می تواند با استفاده از تجارب و نظریات دانشمندان یک پدیدۀ اجتماعی را کاوش و تحلیل نماید و از آن درک دقیق و علمی تری بدست آورد.

نظریۀ شکاف آگاهی

        اندیشمندان و صاحب نظران این نظریه ، بحث آپارتاید آگاهی را عنوان می نمایند. داناهو، اولین و نیگونز معتقدند افراد با پایگاه اجتماعی بالا، از درامد بیشتر و سطح تحصیلات بالاتری برخوردارند و طبقات محروم تر از اطلاعات کمتری بهره می برند.الیورکات نیز معتقد است که وسایل ارتباط جمعی بسته به زمینۀ فکری و ذهنی، خود در کاهش یا افزایش شکاف آگاهی تأثیر گذار هستند.

گالتونگ نیز معتقد است، فعالیت رسانه ها سبب افزایش اطلاعات و ادراک مردم می شود و در نتیجه نگرش آنها تغییر می کند. {15}

نظریه عمومی سیستم ها

        در فرهنگ بین المللی جدید و بستر سیستم به معنی مجموعه یا ترکیبی از اشیای است که به  کمک تعامل یا وابستگی داخلی به صورت واحدی درآمده است. جهان آمیزۀ از سیستم های محیطی و محاطی است. هر کسی در زندگی خود با تعداد بیشماری از سیستم ها سر و کار دارد. هستۀ اتم، ملکولها، ارگانیسم های موجودات زنده و… از جملۀ سیستم های هستند که در پیرامون ما به چشم میخورند. «عمده ترین ویژگی سیستم ها این است که یک کل هستند ویژگیها و عملکرد آنها به عنوان یک کل مورد نظر است». نخستین پایه گذاران این جامعه لودویگ ون برتالانفی و کنت بولدینگ بودند {16}

        جرالد وینبرگ می گوید: « دانش سیستم ها به وجود آمده است تا به دانشمندان کمک کند تا پیچیده گی ها را حل کنند و به فناوران و فن شناسان کمک کند تا این پیچیدگی ها را رهبری کنند و به مردم کمک کند تا با این پیچیدگی ها زندگی کنند». نگرش سیستمی کمک میکند تا پیچیدگی های عصر صنعت، بهتر و بیشتر از گذشته حل شود و زندگی بهتری فرا روی انسان قرار گیرد.

اگر چه سیستم ها از اعضای گوناگون و روابط مختلف تشکیل شده اند، ویژگی های عمومی زیر، در همه سیستم ها قابل طرح است:

تقدیراجزای سیستم ها: در هر سیستم، اجزا ابعاد مشخص و معلومی دارند و از نظر کمی و کیفی اندازه های شان مقدر است.

اصل تناسب: میان اجزای سیستم ها تناسب وجود دارد.

اصل تعامل: اجزای سیستم ها با یکدیگر در تعامل اند و با تعامل متقابل، ثبات متحرک و تعادل آنها تأمین می شود.

اصل هدایت و کنترل: سیستم ها از مکانیزم اطلاعات و پیش خورد و پس خورد آن و در نتیجه، خود فرمانی نسبی برخوردارند و بدینوسیله، با فنا پذیری و نظم گریزی می جنگند و هدف گرایی می کنند.{16}

رویکرد اجتماعیفرهنگی

        یکی از مهمترین و قدیمی ترین نکاتی که در زمینه رسانه ها و تأثیرات آنها بیان می شود این است که رسانه ها افراد را وادار به انجام فعل خاصی می کنند. به سخن دیگر بین آنچه میبینیم و میشنویم و آنچه می اندیشیم و انجام میدهیم به نوعی ارتباط وجود دارد. در این زمینه می توان به تأثیر تبلیغات تلویزیونی بر بینندگان اشاره کرد. منع پخش تبلیغات در مورد برخی از کالا ها و خدمات و یا تأکید ویژه به تبلیغ کالا و خدمات دیگر هر دو به نوعی بر رفتار بینندگان تبلیغات رسانه­یی تأثیر می گذارد. یکی از موضوعات قابل بحثی که مورد توجه بسیار است خانواده ها است. پرداختن بیش از حد برخی شبکه های تلویزیونی به مسئله خشونت و استفاده از کلام و تصاویر مبتذل در فیلم ها و سریال هاست که البته این شامل شبکه های انترنتی در بُعدی وسیع تری نیز می شود. {17}

دیدگاه کنش متقابل نمادین

        در نظریه یا رویکرد کنش متقابل، جامعه همچون نظامی از روابط و «کنش متقابل» بین افراد و گروه ها در نظر گرفته می شود. بنیان گذاران این مکتب مانند جورج هربرت مید و هربرت بلومر معتقدند؛ انسان ها بر اساس معنا و تفسیری که از تعامل با دیگران کسب میکنند دست به واکنش می زنند. در این دیدگاه بررسی روابط و تعامل ها نقش اساسی دارد. از طرف دیگر، ارتباط بین افراد در اکثر موارد به وسیله «نماد ها» انجام می شود و از مهم ترین نظام های نمادین میتوان به «زبان» اشاره کرد. بنابر این، زبان، نماد ها و وسایل ارتباطی در این دیدگاه اهمیت بسیار زیادی دارند. نظریه پردازان مکتب شیکاگو که نظریه کنش متقابل نمادین را بنا نهادند؛ نقش ارتباطات را در فرایند های اجتماعی مثبت می دانستند. {18}

        یکی از جالب ترین نظریه های این مکتب متعلق به اروینگ گافمن است. او برای تحلیل رفتار انسان ها از استعاره «تئاتر» و عناصر آن مانند «صحنه»، «پشت صحنه» و «مدیریت نمایش» استفاده می کند. گافمن معتقد است رفتار انسان ها در جامعه مانند رفتار بازیگران صحنه تئاتر است که می خواهند با بازی و نمایش مشخصی از خود در تماشا گران تأثیر بگذارند که تأثیر هم می گذارند. گافمن با طرح اصطلاح «نمایش خود» به فنون و حرکات نمایشی اشاره می کند که توسط فرد یا گروهی از هنر پیشه گان بازی می شود. او می گوید همانطورکه بازیگران در روی صحنه و پشت صحنه نمایش متفاوتی از خود نشان می دهند؛ افراد در زندگی اجتماعی نیز نقش های متعددی را بازی می کنند. بنابر این بطور خلاصه می توان گفت که پیروان این دیدگاه معتقدند؛ افراد در تعیین معنای رفتار ها و پیام ها نقش اساسی و قابل تغییری دارند. {18}

        در جمع بندی کلی از نظریات و دیدگاه فوق میتوان چنین استدلال کرد که رسانه ها میتوانند از جنبه های مختلف بالای افراد دارای معلولیت در شهر هرات تاثیرات مثبت برجا بگذارند بر اساس نظریه سیستم جامعه به عنوان یک سیستم کلی درنظر گرفته میشود که افراد اجزای آن اند در نظریه سیستم ها نکته مورد نظر تساوی بین اجزای سیستم است. برای اینکه یک سیستم متعادل بماند باید بین اجزای آن مساوات و تعادل در نظر گرفته شود در عرصه معلولین میتوان چنین استدلال کرد که افراد دارای معلولیت نیز جزء فعال از جامعه هرات اند و باید از تمامی امکاناتی که سایر افراد داخل جامعه از آن برخوردارند، برخورار باشند. اگر افراد معلول از نظر انداخته شوند و حقیر شمرده شوند در واقع تعادل جامعه را برهم ریخته اند.این تنها یک جنبه از موضوع است، در کنار این در رویکرد اجتماعی فرهنگی به تأثیرات رسانه ها اشاره شده است. یعنی رسانه ها میتوانند اشخاص را وادار به عملکردی خاصی کنند، این بدین معناست که افراد دارای معلولیت در شهر هرات تحت تأثیر رسانه ها قرار گرفته می توانند فعالیت های علمی و انگیزه و امید به زندگی را در خود تقویت کنند زمانیکه از دست آورد های افراد معلول در رسانه های دیداری، شنیداری و یا انترنتی یاد آوری می شود در واقع باعث تقویت حس خود شگوفایی در یک فرد معلول می شود. دسترسی به رسانه ها تنها موضوع مورد توجه نیست، بلکه برنامه ها نیز میتوانند تاثیرات مثبت و یا منفی داشته باشند بر اساس دیدگاه کنش متقابل نمادین فرد خود را براساس دیدگاه سایر افراد مورد سنجش قرار می دهد و بگونه یی که از او انتظار می رود نقش بازی می کند. در رسانه ها و در روابط روزمره هر چقدر افراد معلول به حاشیه رانده شوند آنها خود را همانگونه تلقی می کنند و از رشد و زندگی عادی شان بازمیمانند.

 

روش پژوهش

نوعیت  تحقیق

        تعیین نوعیت پژوهش، نخستین کاریست که در اینجا مشخص می کنیم. طبق منطق لازم برای این پژوهش، که در مراحل قبلی در پرسش ها و چهارچوب فکری و نظری نهفته است، پژوهش کنونی از نوع کیفی میدانی می باشد.

روش میدانی یکی از روش های اصلی پژوهش است. در این روش برای پاسخ دادن به سوالات پژوهشی معمولاً سراغ افراد مطلع رفته و با آنها به گفتگو و مصاحبه پرداخته می شود. افراد مطلع به کسانی گفته می شود که مدت طولانی با موضوع مورد بررسی سروکار داشته اند، یا برحسب موقعیت اجتماعی خاصی که دارند از اطلاعات فراوانی در بارۀ موضوع پژوهش برخوردار هستند. در این روش علاوه بر گفتگو به مشاهدۀ اشیاء، آدم ها، فضاها، و بررسی اسناد و مدارک نیز پرداخته می شود.{19}

جامعه هدف

        انبوهی از همه مواردی است که با مجموعه معیارهای مشخص و تعریف شدۀ تطبیق میکنند. عناصر آن، اعضا و واحد های یگانۀ آن استند؛ آنها می­توانند چیزهای مثل مردم، کنش های اجتماعی، رویدادها، اماکن و … باشند{19} در این پژوهش، جامعه هدف در برگیرنده افراد دارای معلولیت در سطح شهر هرات می باشند.

 

نمونه گیری

        نمونه گیری عبارت از فرایند انتخاب تعدادی از عناصر یک قلمرو تعریف شده به عنوان نمایندۀ آن می باشد. قلمرو تعریف شده می­تواند یک جامعه، مجموع حوادث، اشیاء، حیوانات، پرندگان، نباتات، انسان ها و …باشد.نمونه گیری برای دست یابی به احکامی در باره کل مجموعه بکار می رود، که سابقۀ تاریخی دارد. مانند مشت نمونه خروار، و … {19} حجم نمونه در تحقیقات کیفی مصاحبۀ اشباع نظری مشخص می شود که پژوهش گر در این پژوهش با انجام 21 مصاحبه به این اشباع نظری دست یافته است.

روش جمع آوری اطلاعات

        در این پژوهش اطلاعات به روش میدانی با استفاده از مصاحبه کلامی جمع آوری شده است که پس از پیاده کردن روی متن و کد گذاری مورد تحلیل و تفسیر قرار گرفته اند.

یافته ها

        یافته های تحقیق بیانگر این واقعیت است که تحقیق در چه مسیری روان است. آیا مسیری که پژوهشگر در ابتدا آن را هدف قرار داده است، درست بوده است ویا خیر در واقع یافته های پژوهش پاسخی است به پرسش های پژوهش و همچنان دلیلی است برای تأئید و یا رد فرضیات یک پژوهش و همچنان نشان دهندۀ این است که آیا پژوهش گر به اهداف مورد نظر دست یافته است و یا خیر.

شماره

نوع معلولیت

تعداد

1

قطع و ضعف عضو

12

2

نابینایان

4

3

ناشنوا ولال

5

در این پژوهش بیست یک تن از افراد دارای معلولیت مورد مصاحبه قرار گرفتند که از این میان 12 تن معلولیت قطع شدن و یا ضعف عضو(دست و پا ) داشتند، 4 تن معلولیت بینایی و 5 تن ناشنوا و لال بودند.

 

آیا به رسانه ها دسترسی دارید؟
پرسش                          تعداد
بلی                               18
نخیر                               3


زمانیکه از افراد در مورد استفاده یا عدم استفاده آنها از رسانه پرسیده شد، پاسخ اکثریت 18 تن بلی بوده است و پاسخ 3تن که به رسانه دسترسی نداشته اند خیر بوده است. به گفته خود افراد دارای معلولیت این افراد تا اندازۀ قابل قبولی به رسانه ها دسترسی داشته اند و از رسانه ها به میزان بالایی استفاده میکنند  که تأثیرات زیادی بر زندگی آنها برجای گذاشته است.

از چی نوع رسانۀ استفاده میکنید؟

نوع رسانه                     تعداد

رادیو                            15

تلویزیون                        11

روزنامه                         13

شبکه های اجتماعی       11

رادیو وسیلۀ است که اکثر افراد دارای معلولیت از آن بهره مند بوده اند و دربین نابینایان و افرادی که قطع و ضعف عضو داشتند مورد استفاده قرار میگیرد. در مجموع 15 تن از مصاحبه شوندگان به رادیو دسترسی داشته و از آن برای کسب اطلاعات استفاده می نمایند، تلویزیون وسیلۀ است که تنها برای معلولین که دارای معلولیت قطع و یا ضعف عضو داشتند مورد استفاده بوده است. بنا بر پاسخ افراد ناشنوا و لال هیچ تلویزیونی در هرات برنامه یی برای این قشر از افراد ندارد که از آن بهره مند شوند و این قشر افراد فقط از روزنامه ها و مجلات استفاده میکنند. از میان مصاحبه شوندگان 11 تن به تلویزیون ، 13 تن به روزنامه و مجله و 11 نیز به شبکه های اجتماعی دسترسی داشته اند.

به نظر شما رسانه ها چه جنبه های مثبت یا منفی برای معلولین دارند؟

جنبه های مثبت                                  جنبه های منفی منفی

آگاهی از وضعیت کشور                         جلوه دادن معلولیت به عنوان ضعف

برنامه های آموزشی                             پرورش نا امیدی

تفریح و سرگرمی                                 تبلیغات کاهش دهنده انگیزه

افزایش اعتماد بنفس                             نبود برنامه های ویژه افراد ناشنوا

انگیزه دهی                                        نادیده گرفتن افراد دارای معلولیت در برنامه ها

زمینه رشد فکری

زمینه اظهار نظر

زمینه خود شگوفایی

 

        پرسش اساسی تحقیق این بود که رسانه ها دارای چه جنبه ها و یا تأثیرات مثبت و منفی برای معلولان در جامعه شهر هرات بوده اند. پاسخ پاسخ دهنده گان به پرسش این بود که آگاهی رسانی از وضعیت سیاسی اقتصادی و مالی کشور، برنامه های تفریحی برای گذراندن وقت فراغت، برنامه های آموزشی برای ارتقای ذهنیت و آگاهی و سواد، برخی برنامه های انگیزه دهنده و مشوق افراد دارای معلولیت، تقویت اعتماد بنفس، و ایجاد زمینه رشد فکری، جنبه های مثبت رسانه ها برای افراد دارای معلولیت بوده است. برخی از افراد دارای معلولیت گفته اند ( رسانه ها میتوانند بما این انگیزه را بدهند که ما نیز جزء این جامعه هستیم و میتوانیم بمانند سایر افراد جامعه فعالیت کنیم و معلولیت برای ما دلیلی برای حقارت نباشد بلکه صرفا یک تفاوت ظاهری است). ولی در کنار این موارد، مواردی نیز است که عکس قضیه را باعث میشود. جنبه منفی رسانه ها تاثیرات منفی بر جای میگذارد. جلوه دادن معلولیت به عنوان ضعف، پرورش نا امیدی، تبلیغات کاهش دهنده انگیزه، نبود برنامه های ویژه افراد ناشنوا، نادیده گرفته شدن افراد دارای معلولیت در برنامه ها از جمله جنبه های منفی رسانه ها برای معلولان بوده است. در سرتاسر کشور در هیچ رسانۀ برنامۀ ویژه معلولان وجود ندارد. نه تنها این بلکه در تعدادی از تبلیغات معلولیت به عنوان یک ضعف به تصویر کشده شده است و این باعث کاهش اعتماد بنفس و افزایش نا امیدی در بین افراد میشود. به گفته یک تن از مصاحبه شوندگان (زمانیکه تبلیغ پولیو در تلویزیون پخش میشود من احساس میکنم من ضعف بزرگی در زندگی دارم و هرگز نمیتوانم بمانند سایر افراد زندگی عادی داشته باشم ) ممکن برخی تبلیغات برای اصلاح جامعه ایجاد شوند ولی باید قشر متضرر آن نیز در نظر گرفته شوند. اما بطور کلی اگر به تأثیرات رسانه ها توجه شود تأثیرات مثبت آن بیشتر از تأثیرات منفی آن بر افراد معلول در شهر هرات بوده است. صرف نظر از تبلیغات تلویزیونی افراد معلول با استفاده از سایر برنامه ها و یا سایر رسانه ها به گونه مثال از شبکه های اجتماعی استفاده های مفید انجام می دهند و تاثیرات مثبت آن بر زندگی آنها آشکار بوده است. فرد معلول می تواند با استفاده از این شبکه دیدگاه ها و نظریات خود را بگونۀ آزادانه بیان نماید.

نتیجه گیری

        معلولان قشری از جامعه اند که بیشتر اوقات نادیده گرفته میشوند، این افراد کسانی اند که نه تنها در بین مردم بلکه در تمام جامعه حتی خانواده دارای چالش ها و مشکلات فراوانی میباشند. هر فرد با در نظر داشت نوع معلولیتی که دارد با چالش ها و مشکلاتی روبرو است. در این پژوهش تمرکز بر معلولان و رسانه بوده است که رسانه چقدر برای افراد دارای معلولیت مؤثر بوده اند و اینکه معلولین به چه اندازه به رسانه ها دسترسی داشته اند.

        نتایج تحقیق نشان می دهد که معلولان به رسانه ها دسترسی دارند، اما این رسانه برای تعداد زیاد شان تآثیر کافی ندارد، زیرا آنها قشر فراموش شده در رسانه ها به حساب می آیند، ولی برای تعدادی هم مفید و انگیزه دهنده بوده است. رسانه ها بمانند هر پدیدۀ اجتماعی دیگر دارای کارکرد های منفی و مثبت بوده است. که مثبت یا منفی بودن آن برای افراد نظر به معلولیت فرد متفاوت بوده است. رسانه ها برای تعدادی از افراد دارای معلولیت در شهر هرات مفید و انگیزه دهنده و برای تعداد باعث کاهش اعتماد بنفس و افزایش نا امیدی بوده است. افراد خود را از دیدگاه سایر افراد ارزیابی می کنند و عموماٌ در تلاش اند تا بدانند که بقیه افراد دیدگاه شان در مورد آنها چیست؟ پخش برنامه و تبلیغاتی که در آن افراد دارای معلولیت ناتوان و ضعیف نشانداده می شوند، باعث میشود تا این افراد خود را ضعیف و نا توان تلقی کنند و روند زندگی اجتماعی این افراد مختل شود. برعکس برنامه های که به این افراد انگیزه می دهد مانند پخش اخبار ورزشی که در آن افراد معلول به مسابقه ورزش میپردازند باعث ایجاد این انگیزه میشود که معلولیت برای این افراد ضعف نیست، بلکه صرفا تفاوت ظاهری است . اما کار کرد ها و یا تاثیرات منفی رسانه ها برای افراد دارای معلولیت در شهر هرات کمتر از تاثیرات مثبت آن بوده است. افراد دارای معلولیت افرادی اند که ناتوانی عضوی دارند و رسانه ها با سهولتی که دارند میتوانند به عنوان بهترین وسیله اطلاع رسانی برای افراد دارای معلولیت در شهر هرات محسوب شوند. زیرا افراد دارای معلولیت در کمترین زمان بدون تحمل موانع و مشکلات ناشی از ناتوانی که دارند، میتوانند به اطلاعات دسترسی پیدا کنند. در بحث های آنلاین اشتراک کنند و نظریات خود را به اشتراک بگذارند.

        برای تقویت روحیه افراد دارای معلولیت و افزایش علاقه مندی این افراد به رسانه توصیه میشود برای هر یک از این اقشار برنامه های ویژه ایجاد شود. برای نا بینایان در رادیو ها، برای افراد ناشنوا و لال برنامه های اشاره ای و… زیرا رسانه ها به گونه مستقیم روی اذهان افراد تأثیر می گذارند، اگر این تأثیرات مثبت باشد جامعه به تعادل ایده آل می رسد و به گونه متعادل رو به رونق می رود.

 

منابع

1.آزاد، علی الله. (1394). منطق پژوهش حرفه ای. هرات: رسالت.ص 52، 60 و 61.

2.آلن مور و سارا کرنبلت، پیشبرد حقوق افراد معلول2011: ص19.

3.استراتیژی ارتباطات آگاهی عامه حقوقی، 1393: ص 22 و 23

4.گزارش سالانه فعالیت ها و دست آورد های سال مالی 1394 کمیسون مستقل حقوق بشر افغانستان

5.گزارش سال 2018 کمیسون مستقل حقوق بشر افغانستان

6.توان بخشی جامعۀ محور، مترجمان: فاطمه سعادتی و عزیزه فرشاپ خلیلی، انتشار سازمان جهانی بهداشت در سال 2010 ص 33

7.مجیدی، نسیم وجعفر عسکری کچوسنکی، بررسی نقش رسانه های ورزشی کشور بر ترویج ورزش در جامعه جانبازان و معلولین، ص 5 و 6.

8.باکینگهام، دیوید آموزش رسانه­ای ترجمه: حسین سرفرازی، ناشر دانشگاه امام صادق (ع) چاپ اول: 1389. ص 29 ص 31 6.

9.اصغر محمدی و شهربانو غفارپور نافچی، عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر پذیرش معلولین در جامعه «شهر شهر کرد» 1394.

10.مؤلفان: جمعی از نویسندگان، جستارهای در رسانه، مترجمان: مراد فرهاد پور و همکاران، قم، دانشگاه ادیان و مذاهب، 1388 ص 337 و 336.

11.پل. ای. تیلور و جان.ال. هریس نظریات انتقادی رسانه های گروهی (گذشته و حال) مترجم: یعقوب نعمتی وروجنی، ناشر موسسه جام جم، چاپ او تابستان 1389. ص 117.

12.صیامیان حسن و همکاران، بررسی میزان استفاده نابینایان ایران از فن آوری اطلاعات و ارتباطات جهت تأمین نیازهای اطلاعاتی.فن آوری اطلاعات و ارتباطات در علوم تربیتی، شماره چهارم. 1393: ص 2و3.

13.ماهنامه تخصص، ارکان نشراتی شورای متخصصان،شماره سیزدهم سال 1396، ص6

14.مجله عروج، شماره بیست و سوم، 1396، ص 4 و 5 . 8

15.اصغر محمدی و شهربانو غفارپور نافچی، عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر پذیرش معلولین در جامعه «شهر شهر کرد» 1394. ص 1، 2 ، 3 ، 7 ، 8

16.زورق، محمد حسن ، ارتباط و آگاهی، جلد اول، مفاهیم، مبانی و روش ها، سروش، تهران 1389، شماره ترتیب انتشار 1433. ص  56، 57،69، 71 و 72 .

17.سواد رسانه یی، علی طلوعی، چاپ اول 1391 ، تهران، اوقاف. ص 32 و35

18.بهرامی کمیل، نظام ، نظر رسانه ها انتشارات کویر، چاپ دوم 1391 تهران. ص 51، 52 ، 53 و 54.

19. اسماعیل سعدی بهرامی کمیل پور، علیرضا خوشگویان فرد، معصومه طالبی دلیر، اثر سنجی در حوزه رسانه با تأکید بر تلویزیون، ، چاپ اول 1390، چاپ سروش. ص 17.

**